یادآوری خاطرات

یادت است آن مهربانی ها که می کردی یادت هست ؟ دلبری ها عشوه ها ونا زهایی را که می کردی یادت هست ؟ اخم ها لبخند ها آن قهرهایی را که می کردی یادت هست ؟ آن سفرهایی که می رفتیم در پس کوچه های عشق یادت هست ؟ تکه های میوه را با طعم انگشتان هم خوردیم یادت هست ؟ روزهای سخت را در حسرت دیدار غم خوردیم یادت هست ؟ میهمانی ها ی غم باری که عشق خویش را نا آشنا خواندیم یادت هست ؟ گیسوان خیس را با دستهایم شانه می کردی یادت هست ؟ لابه لای بوته ها شب را سحر کردیم یادت هست ؟ آن همه شب تاب را تا صبح می دیدیم یادت هست ؟ در کنار شمع ها آن میگساری ها که می کردیم یادت هست ؟ شوری اشکان من را با لبانت مزه می کردی یادت هست ؟ آن وداع آخر پر درد و اندوه جدایی را که یادت هست رفتنش غمبار بود اما "محمد" بی صدا لبخندهایش را تو یادت هست.....
نوشته شده توسط
محمد
91/3/26:: 1:58 صبح
|
() نظر
درباره
صفحههای دیگر
لیست یادداشتها
پیوندها
آرشیو یادداشتها